خرید بک لینک

دلم گرفته، به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم …
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم،
سروده ای، به غزل های عاشقانه قسم
درخت های کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند، به شادابی جوانه قسم
خلاف عامه ى مردم به عشق پابندم
به سنگ های شکیبای رودخانه قسم …
فدائیان غم عشق و کشتگان فراق
نمرده اند! به غم های جاودانه قسم …
سجاد_سامانی

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

آرزویی هستی مانده در قلبم
که بر سر واقعیتم خطور نمی کنی
به قدری زیبا خیالی که
خدا را هم به وسوسه می اندازی
از کجای خاطرخواهیت بگویم
من بی خاطره از تو
برایت شعرهایی پرخاطره ای نوشته ام
شعر به شعر با من آمده ای
که اسمت را
در پایان هر شعر خط بزنی
تا هیچ کس هویتت را نفهمد
دیگر مهم نیست
چقدر بی کس مانده ام
فاصله من با آدم ها
آنقدر زیاد هست که
در آینده هر کسی
حذر شده باشم
می روم کمی به خودم برسم
با تنهایی ام قرار دارم
آیدین_دلاویز

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

شاید همیشه
بهترین ها را برای خودم
خواسته باشم
اما باور کن
تو از حجم رویاهای من افزون تری
آنقدر به جایی
که جایی برای آرزو نمی ماند
مهم نیست
تو من را پیدا کرده باشی
یا من تو را
و اصلن چگونه به هم رسیده باشیم
روزی که خدا تو را به من داد
فهمیدم همه چیز را
در حق من تمام کرده است
دریافتم
هر زن می تواند زیبا باشد
اما هیچ زن
اندازه تو کامل نیست
آیدین_دلاویز

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

آدم ها شبیه فصل ها هستند! بعضی ها بهارند! حرف که میزنند، شکوفه می بارد از لبهایشان! لبخند که میزنند، بوی سیب در هوا پخش می شود! بعضی ها تابستانند! پر از حس آسودگی؛ مثل رهایی از مشق های مدرسه! دلت را

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

چنان زلال شود
آن کسی که تو را یک بار
فقط یک بار نگاه کند
که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پس
حتی اگر هزار بار
هزاران چهره را نگاه کند.
یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان اگر آدمهایش
بدون رؤیتِ تو
چشم گشوده باشند
چگونه جهان به غربتِ ابدی
دوباره عادت خواهد کرد
اگر تو را نبیند

رضا_براهنی

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

توکه نیستی
احساس کودکی را دارم که موقع یارکِشی هیچکس برای بازی انتخابش نکرده..!
همانقدر مظلوم
همانقدرتنها...
همانقدر بیچاره..!

ناشناس

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

فرق چندانی با مرده نداری...
وقتی کسی نباشد...
دردت را بفهمد...
آیدین_دلاویز

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم

شفیعی_کدکنی .

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

تازه مى فهمم
که برف خستگى خداست...
آن قدر که حس مى کنى
پاک کنش را برداشته
مى کشد روى نام من
روى تمام خيابان ها
خاطره ها...

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

پایانِ پاييز است، امشباما بدونِ جشن و مهمانىهر شب من و " صد سال تنهايى"امشب من و يلدا ى طولانىدر دل هزاران حرفِ ناگفتهبر لب هزاران حرف تكرارىمى پرسى احوالِ مرا: "خوبى؟"در دل كه نه، بر لب ولى آرىهر شب

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:18

صفحه بندی